رویای منی❤

تو از دل میگویی و من از جان:)

ما هیچ...ما نگاهش

شوریده و شیدا شده ام در این شب تاریک که در تمام کوچه هایش روشنایی مهتاب مست و خرامان قدم میزند...
سوی این دل سوی ان دل سوی دل من سوی دل طُ...
باورش دارم...
نگاهش...
اخ نگاهش دیوانه میکند روح مرا...
خون در رگ هایم فریاد میزند انگاه که نگاهش میکنم...
من همان پسری هستم که دو خورشید دارد دو جهان دو مهتاب دو عالم...
من همه این ها را در دو چشمانت دارم و این تمام دارایی من است... 

ساعت》۰۰:۵۹

جمعه

روز های جمعه در سرزمین عاشقیم تنها ملکه ی این دیار پنهان میشود و آجر های خسته دلتنگی رو هم چیده میشوند و دیوار دلتنگیم بلند و بلند تر میشود تا با یک سلامش شیدا میشوم و دیوار دلتنگیم ویران میشود و این ویرانی بزرگترین و زیباترین آبادی من است...❤💚

پ.ن:جمعه ها را به امید سلام شنبه اش سر میکنم...

پ.ن:سختی ها همیشه باعث موفقیت و پایداری میشوند...

پرواز


در ذهنم چندیست عطر گل یاس پیچیده است کافیست ذهنم را باز کنم و کاغذ خیال را به قلم عشق به رقص در آورم...😍

رقص کنان از یاس گویم و گویم و گویم...😊

اما تا به نقطه حساس میرسم قلم تاب و توان ادامه را ندارد نقطه دلتنگی...سخترین و شیرین ترین قسمت علاقه شدید قلبی...❤
ولی از جان جانان پروازش را هم دوست دارم موفقیتش در اوج اون دور دورا آن جا که پروانه صدای عشق از وجوش بر می خیزد...

و من همان پروانه ام...بر اسمان خیالم برای یک باور از شروع تا به فرداهایی پشت فردا ها...فریاد آن جا که جز شدنش هیچ نشدنی در پشتش پنهان نیست...و اشک ها خنده کنان بر روی گونه ها سرازیر می شوند...
او موفق میشود...این صدای من است...
۲۴/۱۰/۹۶
۲:۱۱بامداد

پ.ن:قول هم دادیم هر وقت به هر نقطه ای رسیدیم هم رو فراموش نکنیم و هم دیگر رو تنها نزاریم...

دل من...یاس من🤓😘

در دل من فاصله ها هیچ است/چون یاس کنارم هست یاران را هیچ است

در دل من جای هیچ یاری نیست/این دل برای یاس است و با تو کاری نیست

در دل من جای یاس من است /من سربازم و او پادشاه من است

در دل من فریادی به کار نیست/با تو ارام است و جز سکوت صدایی نیست

تقدیم به یاسمن جان❤

پ.ن:هنوز به سال نرسیدیم...که میرسیم😉....ماه گردمون مبارک😀


یارِیاس

از تو بگم؟
از دست و پا زدن یه دونه گل یاسمن برای فرار از خاک و ملاقات خورشید...!
یاس قد بکش تو میتونی
ولی صبر کن
اگه هوا تاریک بود چی؟
از تاریکی به تاریکی؟!
میتونی نفس بکشی؟
میتونی قد بکشی؟
تو منتظر خورشید بودی حالا ماه داره نگات میکنه...
اون همه رو نگاه میکنه
تو نگاش نکن...
صبح میرسه...
انتظار سخته؟!
ولی تو میتونی
خورشید هم منتظرته
باورش سخت
باورش اسون
تو خورشید رو باور داری درسته؟
پس ادامه بده
قد بکش
خورشید قد و قامت بلندت رو میخواد
اون موفقیت تو رو میخواد
سردته نه؟
ریشت کجاست؟
اون گرمشه نه؟
پس اصلت گرمه...
ادامه بده
میبینیش
خورشید خیلی گرمه...
شب برای اینه که روز بیاد
ماه میره ولی دگ خورشید کنارته
جامعه همینه پر گرگ
تو اروم باش
هیچ گرگی روز زوزه نمیکشه
هیچ گرگی تهدیدت نمیکنه
خورشید میاد
پس ادامه بده
نور خورشید میخواد بغلت کنه...
داری فکر میکنی روزم میره شب میاد
این رو بدون همون ماه نورش رو از خورشید داره
بخوای خورشید نابودش میکنه
بخوای خاموشش میکنه
ولی نمیخوام تو تاریکی باشی همون ماه نشونه از اومدن منه
بخشی از نور منه
پس فقط واسه تو روشنه
پس چشمات رو ببند و با لالایی من بخوام
صبح با نورم بیدارت میکنم
پس بدون میام
تو از من خیالت تخت
مراقبتم
شب ها به خاطر همین بیدارم
تا ته زمان نیستی در این هستی به لطف خداوند بالا همون ارتش ضد پستی
تو یاس و منم یار پس میریم جلو تا ته برای یکبار

گل یاس باید اونقدر قد بکشه تا به خورشید برسه نه به خاطر اینکه خورشید بالاست...نه به خاطر این نیست...اتفاقا خورشید نور هاش رو تا پایین ترین جای ممکن میفرسته اون فقط چشم انتظار رشد و موفقیت گل یاسه میدونه که میتونه موفق بشه و موفق میشه...


از طرف معین خورشید کوچولوت به همون دونه گل یاس
جمعه ۱۵/۱۰/۱۳۹۶ ساعت ۰۱:۵۷ صبح


پ.ن۱:خدایی تو این ساعت...نقاشی اونم با گوشی بهتر از این نمیتونستم بکشم😂ببخشید...حالا نقاشی به کنار دست خطم چرا اینطوری شد؟
پ.ن۲:دلتنگشم❤

پ.ن۳:به موفقیتش ایمان دارم💛و به بودنش کنارم برای همیشه باور💙


چالش

همیشه از چالش ها فراری بودم از چالش سطل اب یخ و بطری بگیر تا چالش تگ کردن اسامی تو استوری های اینستا ولی از زیر همشون در میرفتم خیلی اخه کار مسخره ای بود یه که چی همیشه تو ذهنم(که چی که اسم تگ کنیم؟که چی که اب یخ بریزیم رو خودمون)یه دونه سلبریتی هم که از چالشی حمایت کنه دگ تمومه! حالا باز اینا خوبه همین پارسال بود که چند تا از پارکور کاران دانشگاه تصمیم گرفتن از بالکن طبقه ۳ به بالکن طبقه دوم برن که گویا اولین نفر ناموفق بوده با یه سقوط ازاد با زمین نقش بست(خدا رحمتش کنه) به خاطر همین هر وقت یه جایی اسم چالش میشنیدم اولین کاری که میکردم فقط پا به فرار میزاشتم ولی یه چالش جدیدا توی بیان ایجاد شده که نظرم رو کلا راجب چالش تغییر داد...برعکس بقیه چالش ها تهش پر نتیجه است...شما هم دعوتید
البته این نظرات شخصی منه یقینا هم مخالف داره هم موافق بنده هم حامی هر دو گروه 

۱-پدر و مادرم.خدایی خیلی دوستشون دارم نه من هیچ کس دگ حاضر نیست خانوادش رو با هیچ چیز دگ ای عوض کنه...عاشق اون لحظه هایی هستم که افتخار افرینی میکنم و اونا هم خوش حال میشن البته همیشه چون از جایگاهی که بودم راضی نبودم به خاطر همین معمولا از اتفاقاتی که برای دیگران موفقیت محسوب میشه برای من شکسته ولی همین که شادن و سایشون بالای سرم هست همیشه خداروشکر میکنم...

۲-خواهر یا برادر.بهترین رفیق توی لحظه های تنهایی هستن با اینکه کوچیک تره ولی بعضی وقت ها راجب موضوعاتی باهام صحبت میکنه که احساس میکنم هم سن خودم و همیشه ارزوم دیدن موفقیتاشه...بزرگترین ارزوم هم براش همینه...

۳-آینده شغلی.یقینا برای هر پسری موفقیت درسی و شغلی مهمترین قسمته ولی الان فعلا ترم اولم فعلا باید خوب درس بخونم البته در کنارشم کار مرتبط با درسم رو حتی شده به صورت رایگان انجام بدم تا وقتی به سن اشتغال رسیدم یه کار خوب پیدا کنم اینجوری که چیدم همه چی ایشالا اوکی میشه گام به گام باید جلو برم...ولی با هدف...شایدم به قول عشق جان شرکت زدیم و اونم اومد شیطونی کرد😉😀

۴-نویسندگی.معمولا نمینویسم بیشتر میخونم ولی خیلی دوست دارم یه بار قلم رو بردارم و یه کتاب بنویسم از حال و هوای این روز هام...اسمشم انتخاب کردم...شاید یه روز دست به قلم شدم فعلا تو بیان از روزگارم میگم تا یکم تمرین کنم تو این راه هم ممنونم از یاس جان بابت قالب و ویرایش ها و نظرات نابش...

۵-خیر گمنام.همیشه وقتی یه پیر مرد رو میبینم که گونی زباله رو دوشش هست یا کودک های کار رو میبینم خیلی ناراحت میشم یه موقع هایی هم یه بغض گلوم رو میگیره عاشق اینم که کمکشون کنم و صد البته ناشناس ولی خیلی دوست دارم شادی لحظه های پس از کمک رو ببینم حتی از پشت یک دیوار چون خیلی شیرینه نمیگم که ریا نشه...ولی پیشنهاد میکنم حتما تجربش کنید

۶-عشق.یه حس خیلی خیلی شیرینه یه حس به نظر من ماورایی که هنوز دانشمند ها سر منشا اش رو پیدا نکردن...کسی که عاشق میشه تا حدودی تو زندگیش سختی بیشتری میکشه ولی همین عشق از یه دختر ۱۸ ساله یه مادر میسازه و از یه پسر تنها قهرمان یعنی سختی های دیگه برات کوچیک میشن حس هایی رو درک میکنید که شاید تو زندگی ازتون یه اسطوره بسازه اون وقته که پیشرفت میاد سراغتون وقتی کنار همین...حالا هم که قهرمان زندگی من داره باعث رشد من میشه خوشی و موفیقتت رو میخوام ممنون یاس جان💖

۷-سفر خانوادگی.مگه بهتر از این سفرم داریم؟وقتی با خانوادتی دنیا کنارته این رو وقتی فهمیدم که دگ کنارم نبودن الان برای حتی چند ثانیه دیدنشون له له میزنم خانوادم خداروشکر اهل سفرن همین باعث شده همیشه بین سفر خانوادگی و دوستانه خانوادگی رو تجربه کنم البته تجربه سفر های دوستانه هم خوبه یکم شیطونیاش بیشتره ولی خدایی کلا سفر خوبه...😉

۸-عشق و حالایی که نکردم. یه چیزی که دوست دارم اینکه اگر خواستم بمیرم از ارتفاع سقوط کنم مثلا تو هواپیما باشم که داره سقوط میکنه مردن با هیجان رو خیلی دوست دارم...دیوونه هم خودتی😀

۹-خنداننده.تو زندگیم خیلی دوست دارم همه بخند و شاد باشن خودم بعضی وقت ها هزا  تا غم رو دوشمه ولی باز بروز نمیدم و کلی هم میخندونم البته میگن اونی که خیلی میخنده غمش بیشتره راست میگن...

۱۰-نجات.تو زندگیم خداروشکر تجربش کردمه خیلی شیرینه باید تجربش کنید از درس دادن به دوستات یا هر کار کوچیک دگ چون سریع نتیجش رو میبینی همین امروز اتفاقا ریاضی کار کردم با یکی از دوستام الانم خداروشکر خوبم ایشالا که اونم خوب بده امتحانش رو خوشحالی اون رو ببینم بیشتر خوشحال بشم ولی یه بار دوستم حالش خوب نبود منم نتونستم به دادش برسم فاصله زیاد بود موقعیتش رو نداشتم اونم متاسفانه خودکشی کرد و از جمع ما رفت همیشه سر همین خیلی افسوس میخوردم چون همیشه ارومش میکردم ولی اون دفعه نتونستم حیف شد مقصرشم منم که به دادش نرسیدم...

۱۱-روز خوب.روزی که بدی نباشه اون روز خوبه ولی خدایی به نظرم تنها دلیل اینکه یه روز بد رو نمیتونیم خوب کنیم چون از قید خوبی های اون روز میگذریم خودمم اینجوری ام که دارم کار میکنم رو خودم به شما هم پیشنها میکنم...قبول دارم بعضی روزا خیلی بده ولی بیاین ما خوب باشیم حتی با یه دیونه بازی یا صحبت با خانواده یا عشق جان میتونه ارومتون کنه...

۱۲-جوری زندگی کنم که جوری بمیرم که زمینگیر و وبال گردن کسی نشم.بهش امید دارم...

۱۳-ترس.بزرگترین ترسم ترس نبودن خانواده و یاسمن جان حتی برای یک روزه همیشه هم دوست داشتم اگه خدایی نکرده کنارم نباشم و عمرشون به دنیا نباشه من زود تر بمیرم که شاهد این اتفاق نباشم...یه ترس دگ هم ترس از ارتفاعه که البته خداروشکر دارم باهاش مقابله میکنم اخ اخ یه بار تلکابین سوار شدم ای جیغ میزدما ای جیغ میزدما😂ولی شنیدم بانجی جامپینگ درستم میکنه یه ۵۰ متر بپرم حله ولی اگه قلبم اوکی باشه تا الان که دکتر بام اجازه نداده حالا تا بعد ترس از تاریکی هم داشتم که رفع شد خداروشکر😊
فک کنم ۹۰ درصد افرادی که این پست رو ببینن بعید میدونم بخونن...زیاد حرف زدم بایت پر حرفیم عذر میخوام...

خوبیهاش یا خوبیهاش؟

از کجا بگم براتون؟؟؟؟؟از چی بگم براتون؟؟؟؟؟

از خوبی ها و مهربونیاش یا از خوبی ها و مهربونیاش؟!

خب چیکار کنم بدی ندیدم....
از نجابتش بگم که از خوبیاشه از اعتمادم نسبت بهش بگم؟بازم از خوبیاشه...
خیلی عجیبه انگاری انسان نیست...
انگاری از یه جای دیگست...
انگاری اصلا ساکن زمین نیست...
فرشته ایه که برای اینکه ریا نشه بال هاشو قایم میکنه
حتی ریاکارم نیست...
انگار صداش روی موج ارامش ردیف مهربونی تنظیم شده...
چهره معصوم و تو دل بروش رو کجای دلم بزارم
اخه اینقدر خوبه که کل قلب من پر شده از خوبیهاش...
وقتی بهم پیام میده قلبم میره رو ویبره...شبیه این بچه ها که تو شکم مامانشون لگد میزنن تا جوابش رو ندم اروم نمیشم...
خوب جایی هم برای سلطنتش انتخاب کرده...قلب من...کارش درسته...
میگما بین خودمون بمونه وقتی از دستم ناراحته دلش میخواد با موچین تک تک موهای سر منو بکنه...خوب چی بهتر از این اینجوری ساعت ها بالای سرم وایمیسه و موهامو میکنه...بیخیال بزار اصن کچل بشم مهم اینه که تایم بیشتری کنارش بودم...
یا مثلا وقتی میبینمش باید حتما یه پارچ اب قند همرام باشه خب ضعف میکنم...
بهم میگه دیووونه چون میدونه دیووووونشم...
از شیطونیاشم نگم که قابل گفتن نیست...
خودمونیما این همه خوبی؟!
میشه یکم بد باشی؟
خانم دکتر من برای من بهترین دارویی که تجویز میکنه نگاهشه...
اخ اخ این نگاهش پر از احساسه...
پ.ن:بلند شید برید اسپند دود کنید...بلند شید دگ تازه اول راهیم کلی خوبی مونده که نگفتم ازش اونا رو نگه داشتم برای خودم😉یاس منه... مال خود منه❣
پ.ن:وب یاس جان


صدای سکوت لالایی

نگاه کن بزرگترین ارزوی من چه کم حرف است...تو...

بزرگترین آرزوی من...بزرگترین هدف من...بزرگترین رویای من...تو ای گل یاس من...اواز سر مینهم بر عالم نیستی و شکر میکنم بابت تو از خداوند هستی...چشمانم شب ها از نبودنت هوس باران میکنند...هنوز در اتاق تاریک زندگیم پنجره ای پر از نور به سمت توست که فضای تاریک این اتاق را پر از نور و عطر تو میکند...تنها پنجره ای که از ان هوای نفس هایت به من میرسد تنها پنجره ای که من را اروم تر میکند...به راستی تو یک انسان نیستی...تو فرشته ای هستی از سوی خدا سرپناهی برای من...نکند هوس رفتن به سرت بزند...انگاه همان اتاق برای همیشه تاریک میشود و موقعیت خوبی است برای خواب ابدی ارام ارام با صدای سکوت لالایی تو...

دوست دار ابدی تو معین❤تقدیم به گل یاسمن

بسم الله


مینویسم تا باشد یادگاری برای زمان نیستیم...
هر بار که فکر میکنم میگم کاش مجسمه ای بودیم با طرح لبخند طرحی جاودان و ماندگار برای همیشه...
 تو رویای منی تویی که وقتی هستی من همون مجسمه ام همیشگی و جاودان پس باور کن رویایم را رویایی از جنس ابدیت رویایی همیشگی در کنار تو گل همیشگی...
پس شروع میکنم با نام تو ای خالق گل یاس


یه حس مثل نگاه
یه حس مثل دوست داشتن
یه حس مثل عشق
یه حس مثل پرواز تا اوج
یه حس مثل یاس و یار
نویسندگان
پسری به نام یار دختری به نام ❤یاس